دین آرامش بخش ما

رویای هزار ساله ی من! تعبیر شو...
  • خانه 

سبکباران ساحل ها...

05 شهریور 1397 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»

#به_قلم_خودم ? وقتی دلمان عجیب گرفته و‌کسی قدر دل صاف و کارهای مثبتتمان را نمیداند، هی تند تند ظرف میشوریم و حتی وقت نمیکنیم گاهی با مایع ظرفشویی از آن حباب های رنگین گمانی خوشرنگ درست کنیم و فوت کنیم و بترکد و بخندیم به تمام غصه ها و کمی هم خودمان را به بچگی و بی خیالی بزنیم ، وقتی تلنبار میشود حرف های نگفته مان و تبدیل به بغضی که همیشه ی خدا، سعی کردیم مخفی اش کنیم میشود، آرام آرام حتی انگیزه ها ی آبی آسمانی خوشرنگمان هم رنگ می بازد ….
حالا فرض کن وسط غرق شدن در دریایی از روزمره ها، وقتی دستمان لای امواج تمام نشدنی نرسیدن ها و غم ها و بن بست ها به هیچ دستاویزی بند نیست ، وقتی دیگر کاملا در حال غرق شدنیم و هر چه دورو برمان میبنیم آب هست و‌تنهایی ، دریایی از مشکلات تمام نشدنی …هر لحظه نفس کم میآوریم و‌میرویم زیر آب شور و یک قلوپ آب شور تلخ، گلویمان را میسوزاند و بغض شورمان را شدیدتر … و‌ فکر میکنیم:(دیگر بس هست سعی در خوب بودن… کم آورده ام..) ناگهان کلبه ای دوست داشتنی و امن و امان می بینیم.. انگار چراغی روشن هست و امیدی .. و‌کسی که همیشه، تمام عمر چشم انتظار زیبایی نجیب نگاهش بودیم، داریم به ساحل میرسیم و دیگر نه تنها، غریق و‌گم شده نیستیم بلکه یک آرامش قشنگ مطلق در کلبه ای شاد و نورانی منتظرمان هست..پس تمام عمر، جواب گمشده هایی که دنبالش سرگردان بودیم و با هر موجی به هر جهتی شناور و آشفته می شدیم ، اینجا بود ؟ ? ، چه امنیت آرامشبخشی چه باصفایی مطلقی ❤ ? .
قبول دارم که ما نمی توانیم، ما بدون توسل و‌سفینة النجاة نمیتوانیم، پس بس هست اینهمه دور خودمان گشتن و در جا زدن..
راه همین هست: دعای توسل و چنگ انداختن یک غریق به دستاویز چهارده نور مطلق آرامشبخش…
چطور فکر کرده ایم با این آبروهای نداشته بدون توسل، راه را می یابیم…
زمزمه میکنم: ای آبرودار زیبا پیش خدا، هر حاجتی که داریم به واسطه آبروی معصوم تو ای انسان کامل .. پیش خدا میبریم.. یا وجیها عند الله…..
و‌قدمناک بین یدی حاجاتنا….و نور میگیریم و آبرو میگیریم و غصه ها مثل همان حباب های تو خالی می ترکد…
بین الطلوعین هست و آرام زمزمه میکنم:یا امیرالمومنین، یا علی بن ابیطالب، یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا.. یا مولا تا تو را و فرزندان معصومت را داریم چرا بترسیم؟ چرا دلسرد شویم؟ . از پشت پنجره ی روبه دریای اتاقم می بینم… که سیاهی شب به تدریج میرود و سپیده میدمد….
غصه ها رفتنی ست … فرزند او میآید ، فرزند مولا علی می آید و تمام دلگرفتگی ها و بغض های یواشکی تبدیل به اشک شوق و لبخندی آرامشبخش میشود و این وعده خدا، راست هست.. شنا میکنیم و کم نمیآوریم حتی اگر در این مسیر اشک هایمان قدر هزار دریا شود، حتی لای دریای اشک هایمان هم شنا میکنیم. ادامه میدهیم … چون میدانیم ساحل امنی که خداوند وعده داده، آمدنی هست… ? ? ? ? ?
#دین_آرامشبخش_ما

15352898341535104108photo_2018-08-24_02-23-11.jpg

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دین آرامش بخش ما

خودت را تصور کن در یک محیط آرامش بخش، نشسته ای و به دور از قیل و قال های عالم، می خواهی جرعه، جرعه نور بنوشی از فنجان عشق. نگاهی به نوشته های زیر بینداز...شاید پیام انرژی مثبتی که قرار است به تو برسد، لای همین واژه ها بیابی... به قلم خودم نوشته ام و با دلگرمی به سوگند زیبای خداوند به قلم «ن والقلم و ما یسطرون» عاشقانه های معنوی ام را قلم زدم. تمام سعیم این بوده که پیامی از حضرت دوست باشد و لاغیر. زیرا این جمله قدیمی اول قصه ها، واقعا حقیقت دارد که: «غیر» از خدا! هیچکس نبود... سعدی چه زیبا می گوید: «هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم»**************** (کپی بدون ذکر منبع، جایز نیست)

آخرین مطالب

  • به آغوش گرمت نیاز دارم...
  • کنار چای تلخت دو حبه قند بگذار
  • شارژ روحی از جنس دریاچه
  • جذاب و دوست داشتنی شبیه «بیب بیب»
  • کاش نمی فهمیدم...
  • هیچکس دلش برایت تنگ نمی شود
  • لطفا به عطر من دست نزن!
  • قشنگ شدن جسمی و روحی
  • اصلا خوب نیست
  • بلدی کاری کنی خوشمزه بگذره؟!
  • عالیجناب! حالا چون شمائید...
  • مواظب خرده شیشه ها باش!
  • چقدر ازش خوشم می آمد
  • فال قهوه تلخ
  • دختر کوچولویی با چشمان بارانی
  • چرا به من کمک کردی؟!
  • مرگ یک بار! شیون یک بار!
  • ترسیم مثلث عشقی
  • شاید یک روز بفهمم...
  • حافظ! لطفا غزلت را عوض کن!!!
  • روانشناسی رنگها (چه رنگی را دوست داری)؟
  • عکسهای لایک خور اینستا
  • نذر عجیبی که به شدت جواب میدهد
  • انرژی مثبت
  • بلد نیستیم!
  • من هم کم مقصر نبودم!
  • راز خوشبختی واقعی!
  • "حلالم کن" کافی نیست!
  • تکنیک های جذاب همسرداری!
  • ببخشید! منظوری نداشتم!
  • "سنگ رو یخ شدن" هم حدی دارد!
  • میخواهم این راز درگوشی را فاش کنم!
  • تو یک نفر!
  • جمع کن با این دختر تربیت کردنت!
  • مهم های نا مهم! نا مهم های مهم!
  • پنج دقیقه زیاد است؟!
  • خودت شعرت را بساز!
  • انگشتر سحرآمیز را دستت کن!
  • آیا هنوز چشمان الناز، غمگین است؟!
  • منعطف و سازگار مثل پتیر پیتزای کش دار
  • این دیگر اصلا منصفانه نیست!
  • خوش طعم ترین چاشنی دنیا
  • همین دلخوشی های کوچولو را هم از آدم می گیرند!
  • سیاست زنانه داشتن!
  • من زن پر توقعی نیستم!
  • یعنی این لیلی مهره مار داره؟!
  • گوشواره فیروزه ای هدیه یک عاشق خجالتی!
  • حقیقت آرام سازی ذهن و مراقبه
  • داستانی عجیب برای شروع تحول مثبت
  • شد، شد! نشد، نشد!!!

جستجو

آرشیوها

  • خرداد 1399 (19)
  • اردیبهشت 1399 (35)
  • فروردین 1399 (15)
  • اسفند 1398 (19)
  • دی 1398 (5)
  • آذر 1398 (5)
  • آبان 1398 (5)
  • مهر 1398 (9)
  • شهریور 1398 (7)
  • مرداد 1398 (23)
  • تیر 1398 (24)
  • خرداد 1398 (32)
  • بیشتر...
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس