دین آرامش بخش ما

رویای هزار ساله ی من! تعبیر شو...
  • خانه 

به آغوش گرمت نیاز دارم...

17 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
قلم را که بر می دارم تا بنویسم ناگهان به یاد سوگند مقدس خداوند به قلم می افتم، مگر می شود انسان باشیم و حق آدمیت را به جا نیاوریم؟!مگر می شود به ما عنوان اشرف مخلوقات داده شود و بعد مثل بهائم به یکسری امور سطحی و بی ارزش دلخوش کنیم و آخرش نفهمیم که کی آ… بیشتر »
 112 نظر

کنار چای تلخت دو حبه قند بگذار

16 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
«چی میشه کنار اون چایی تلخت دو تا حبه قند هم بگذاری.»حالا بعضی ها که رژیم لازمند، خرما یا توت خشک. برای امثال من هم که نه قند دوست دارم نه خرما و مویز و این بند و بساط ها، یک تکه شیرینی خوب یا شکلات!یک جای کار بلاخره باید یاد بگیریم که با هر کس باید مطا… بیشتر »
 32 نظر

شارژ روحی از جنس دریاچه

15 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
صدای گریه زاریش همه جا را پر کرده بود، با آن چشمهای عسلی خیسش و لبهایی که از شدت ناراحتی می لرزید. هیچ طوری آرام نمی شد. عاشقش بود و حالا‌ عشقش را از دست داده بود. چطور میشود به کسی که جلوی چشمانش عشقش را دزدیده باشند، دلداری داد و گفت آرام! اصلا مگر آن… بیشتر »
 28 نظر

جذاب و دوست داشتنی شبیه «بیب بیب»

14 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
دوست داشتم شبیه «بیب بیب» باشم و جذاب بودن و دوست داشتنی بودن را ازش یاد بگیرم.لابد با خودتون می گویید حالا این «بیب بیب» کی بوده که انقدر دلربا و تو دل برو بود؟!راستش ماجراش یک کم عجیبه یا شایدم زیادی ساده و پیش افتاده است. شاید هم روانشناسانه و پر از… بیشتر »
 26 نظر

کاش نمی فهمیدم...

13 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
فکر میکردم آدم ها درست مثل گلدان شمعدانی باغچه مادرم، خودمانی و آشنا هستند. فکر میکردم اگر بهشان سیب سرخ تعارف کنی، می پذیرند و به جایش یک گل سرخ که عطرش شبیه عطر آن سیب، بوی بهشت میدهد تقدیمت می کنند.فکر میکردم درست شبیه بازی گل یا پوچ وقتی دستشان را ب… بیشتر »
 29 نظر

هیچکس دلش برایت تنگ نمی شود

12 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
آهنگ آرامش بخش «بی خبر از تو» از حجت اشرف زاده را گوش می کنم و موجی از انرژی مثبت همراه با یک غم خاص وجودم را پر می کند.یاد تمام آدمهای دوست داشتنی ایی می افتم که ندارمشان.آدمهای خاطره سازی که آمدند و یک جای پا از خودشان در ساحل ذهن، باقی گذاشتند و رفتن… بیشتر »
 38 نظر

لطفا به عطر من دست نزن!

11 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
داشتم لباس زمستانی ها را جمع و جور می کردم.‌ لباس های همسرم را که تا می کردم، ناگهان دلم خواست ببینم هنوز لباس های بیرونیش همان عطر تلخ و خوشبوی گذشته را می دهد. همین که بلوز را بوییدم، عطر تلخ خفیف جدیدی را حس کردم. اما سلیقه اش همان بود. تلخ و خوشبو و… بیشتر »
 34 نظر

قشنگ شدن جسمی و روحی

10 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
«مادربزرگ می گفت: "همیشه بعد از یک پیاده روی خوب، آدم، خوشگل تر میشه"»!یادم نیست این جمله را در کدام کتاب خواندم.‌ فکر کنم در یکی از رمان های مری هیگینز کلارک.اما واقعیت دارد. حالا انرژی سیال طبیعت هست یا اثر آرامش بخش و روح زنده ی سبز در دار و درخت ها.… بیشتر »
 22 نظر

اصلا خوب نیست

10 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
این خیلی بد و دلگیره که آدم از دست خودش ناراحت باشه.وقتی از یکی دیگه دلخوری، باز این وسط دلت خوشه که لا اقل تو آدم مظلومه ی این قصه ای. ولی وقتی از خودت نارا حتی هم میشی ظالم هم میشی مظلوم...خودت به خودت و به دیگران بد کردی!عذاب وجدان حس خوبی نیست.یعنی… بیشتر »
 10 نظر

بلدی کاری کنی خوشمزه بگذره؟!

09 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
«همه چی خوشمزه می گذره»؟!و جواب های مختلف:-نه بابا تلخ تلخ، انقدر روابط تیره و تاره که دل و دماغ هیچی رو ندارم! دلم حسابی گرفته! دلم می خواد بشینم به حال خودم زار زار گریه کنم!اگه بخوام مزه شو توصیف کنم شاید بشه گفت مثل یه شکلات تلخ نود درصد!نه اون که ب… بیشتر »
 30 نظر

عالیجناب! حالا چون شمائید...

08 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
در باغچه پر از گل قدم میزدم که دلم خواست یکی را بچینم و لای موهایم بگذارم. هوای بهاری و قدم زدن در باغچه زیبای خانه مادری، از این دیوانه بازی ها هم دارد، آدم انگار یادش می رود که بزرگ شده است. انگار دوباره تبدیل می شود به همان دختر نوجوان عاشق با کلی… بیشتر »
 32 نظر

مواظب خرده شیشه ها باش!

07 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
یکی از سخت ترین کارها موقع جارو برقی کشیدن وقتی هست که باید مبل و میز و صندلی و کلا وسایل را بکشی کنار و زیرشان را جارو بکشی وگرنه سمبل کردن کارها و ظاهر خوشگل و تر و تمیز ساختن که کاری ندارد‌.انسان میتواند خیلی راحت یک لبخند نیم دایره پر رنگ بنشاند کنج… بیشتر »
 28 نظر

چقدر ازش خوشم می آمد

06 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
باز هم سردم شده و رفتم همان بلوز کاموایی گشاد و راحت و گرم را از قفسه در آوردم و پوشیدم. با خودم فکر می کنم: "بهار هم عاشقه ها! تکلیفش با خودش مشخص نیست. یک روز داغه داغه یه روز یهو بارونی میشه یکدفعه لبخند خورشیدی طلایی شو نشون میده بعدشم یهو سرد میشه… بیشتر »
 28 نظر

فال قهوه تلخ

05 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
عاشق چهره جذاب حسام و حتی اخم و تخم کردنش بود. تمام سعیش را می کرد که حسام او را به عنوان دوست فابریک و یا حتی نامزدش مد نظر قرار دهد. شش ماه از دوستی شان می گذشت اما حسام حتی به رویش هم نیاورده بود که یک اشاره نصفه نیمه هم که شده به خواستگاری و قصد ازد… بیشتر »
 30 نظر

دختر کوچولویی با چشمان بارانی

04 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
یادم می آید کودک که بودم هر وقت پدرم می خواست به سفر برود، بغض می کردم، چمدان بسته شده و آن عطر خوشبوی همیشگی پدرم و آن حال و هوای مسافر بودنش...ماه عزیز من!چمدانت را بستی و رفتی و من انگار دوباره همان دختر کوچولوی بغض کرده با چشمان خیس هستم که می خواهد… بیشتر »
 18 نظر

چرا به من کمک کردی؟!

03 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
  شاید بعد از ماه رمضون که آدما یه جورایی حس می کنند به اون چیزایی که قرار بود برسند، نرسیدند. شنیدن این قصه آرامش بخش باشه و اصلا یه شاه کلید به دستشون بده که تموم اون قفل های بسته ی محال هم باز شه… شاید بارها این حکایت را شنیده باشیم اما قراره… بیشتر »
 12 نظر

مرگ یک بار! شیون یک بار!

03 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
بهت پیشنهاد می کنم وقتی خیلی حالت بد هست و از حرص به خودت می پیچی و حتما حتما می خواهی زهرت را بریزی و با خودت زمزمه می کنی: "هر چی میشه بذار بشه، مرگ یه بار شیون یه بار! بذار همه چیو از دست بدم. دیگه برام مهم نیست...ولی از حقم دفاع میکنم و محاله کوتا… بیشتر »
 22 نظر

ترسیم مثلث عشقی

02 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
تا می گوییم :«مثلث عشقی» ذهنمان می رود به سمت و سوی رابطه های خیانت آمیز‌ که جذابیت مخفی آن، دستاویز سریال های پر فروشی شده که مثل قارچ خودرو از کانال های ترکیه ای و مکزیکی سر بر آورده است.انگار تمام مردم آن دیار هبچ کار و کاسبی و مشغولیت و تحصیل و تلاش… بیشتر »
 12 نظر

شاید یک روز بفهمم...

01 خرداد 1399 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»
میوه جزو علاقمندی های من نیست. بیشتر، شیرینی جات و نوشیدنی های خوش طعم را ترجیح میدهم.البته به جز توت فرنگی که عاشقشم.گاهی فکر می کنم اصلا بی خیال ویتامین. بگذار فقط از دوست داشتنی هایم لذت ببرم.چی میشد کیک شکلاتی خیس، یک عالمه ویتامین مفید داشت؟ و یا ش… بیشتر »
 20 نظر

دین آرامش بخش ما

خودت را تصور کن در یک محیط آرامش بخش، نشسته ای و به دور از قیل و قال های عالم، می خواهی جرعه، جرعه نور بنوشی از فنجان عشق. نگاهی به نوشته های زیر بینداز...شاید پیام انرژی مثبتی که قرار است به تو برسد، لای همین واژه ها بیابی... به قلم خودم نوشته ام و با دلگرمی به سوگند زیبای خداوند به قلم «ن والقلم و ما یسطرون» عاشقانه های معنوی ام را قلم زدم. تمام سعیم این بوده که پیامی از حضرت دوست باشد و لاغیر. زیرا این جمله قدیمی اول قصه ها، واقعا حقیقت دارد که: «غیر» از خدا! هیچکس نبود... سعدی چه زیبا می گوید: «هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم»**************** (کپی بدون ذکر منبع، جایز نیست)

آخرین مطالب

  • به آغوش گرمت نیاز دارم...
  • کنار چای تلخت دو حبه قند بگذار
  • شارژ روحی از جنس دریاچه
  • جذاب و دوست داشتنی شبیه «بیب بیب»
  • کاش نمی فهمیدم...
  • هیچکس دلش برایت تنگ نمی شود
  • لطفا به عطر من دست نزن!
  • قشنگ شدن جسمی و روحی
  • اصلا خوب نیست
  • بلدی کاری کنی خوشمزه بگذره؟!
  • عالیجناب! حالا چون شمائید...
  • مواظب خرده شیشه ها باش!
  • چقدر ازش خوشم می آمد
  • فال قهوه تلخ
  • دختر کوچولویی با چشمان بارانی
  • چرا به من کمک کردی؟!
  • مرگ یک بار! شیون یک بار!
  • ترسیم مثلث عشقی
  • شاید یک روز بفهمم...
  • حافظ! لطفا غزلت را عوض کن!!!
  • روانشناسی رنگها (چه رنگی را دوست داری)؟
  • عکسهای لایک خور اینستا
  • نذر عجیبی که به شدت جواب میدهد
  • انرژی مثبت
  • بلد نیستیم!
  • من هم کم مقصر نبودم!
  • راز خوشبختی واقعی!
  • "حلالم کن" کافی نیست!
  • تکنیک های جذاب همسرداری!
  • ببخشید! منظوری نداشتم!
  • "سنگ رو یخ شدن" هم حدی دارد!
  • میخواهم این راز درگوشی را فاش کنم!
  • تو یک نفر!
  • جمع کن با این دختر تربیت کردنت!
  • مهم های نا مهم! نا مهم های مهم!
  • پنج دقیقه زیاد است؟!
  • خودت شعرت را بساز!
  • انگشتر سحرآمیز را دستت کن!
  • آیا هنوز چشمان الناز، غمگین است؟!
  • منعطف و سازگار مثل پتیر پیتزای کش دار
  • این دیگر اصلا منصفانه نیست!
  • خوش طعم ترین چاشنی دنیا
  • همین دلخوشی های کوچولو را هم از آدم می گیرند!
  • سیاست زنانه داشتن!
  • من زن پر توقعی نیستم!
  • یعنی این لیلی مهره مار داره؟!
  • گوشواره فیروزه ای هدیه یک عاشق خجالتی!
  • حقیقت آرام سازی ذهن و مراقبه
  • داستانی عجیب برای شروع تحول مثبت
  • شد، شد! نشد، نشد!!!

جستجو

آرشیوها

  • خرداد 1399 (19)
  • اردیبهشت 1399 (35)
  • فروردین 1399 (15)
  • اسفند 1398 (19)
  • دی 1398 (5)
  • آذر 1398 (5)
  • آبان 1398 (5)
  • مهر 1398 (9)
  • شهریور 1398 (7)
  • مرداد 1398 (23)
  • تیر 1398 (24)
  • خرداد 1398 (32)
  • بیشتر...
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس