دین آرامش بخش ما

رویای هزار ساله ی من! تعبیر شو...
  • خانه 

برنج، پاک کردن در سینی خاطرات قدیمی

05 تیر 1398 توسط شیدا صدیق «دین آرامشبخش»

#به_قلم_خودم صدای مایکروفر و علامت آماده شدن غذایی شیک و‌سریع، نوید راحتی و آسایش چند ساااعت صرفه جویی در وقت را می دهد، حالا باید دوید و‌به لیست بقیه فهرست های تیک نخورده نگاهی انداخت…
اما با وجود اینهمه سرعت و‌آسایش، چرا وقت، برکت ندارد؟

عصرهای دوست داشتنی دور هم بودن ها و دیدن مادربزرگ، خاله ها و همسایه ها که درسینی، برنج پاک میکردند و حرف می زدند… و آرام آرام ثانیه ها را می نوشیدند، به سادگی نوشیدن چای در استکانی کمرباریک در کنار سماوری که معنی صبر، حوصله و‌متانت را تداعی میکرد …
گاهی نگاهی به سینی برنج که در دستانشان مانند موج بالا پایین می رفت، می انداختم و گاهی هم به حرکت انگشتانشان که لابه لای برنج ها می گشتند… مگر چقدر گردو خاک و خرده ریز لای برنج ها بود؟ گاهی هیچ…

اما چقدر تاریخچه و‌حرف های ناب، کنار همین برنج پاک کردن ها شنیده می شد…

اصلا نفهمیدم کی و‌با چه سرعتی گم شدند، آن غروب های دوست داشتنی واقعی…
و چطور دلمان آمد آن همه حس آشنای آرامشبخش اصیل را به حباب سرعت کاذب مدرنیته ی تو خالی بفروشیم؟
چطور دلمان آمد آن واقعی های دوست داشتنی را تبدیل کنیم به نوستالوژی و بپیچیم لای بقچه ای ، کنج پستویی و گاهی برای یاد آوری، سری به آن بزنیم و بگوییم یادش بخیر!
آیا سهم تماااام آن ساعت ها که به اندازه ی یک دنیا همدلی، سبز بود و پر برکت، تنها یک"یادش به خیر” هست که تازه آن هم اگر لای شلوغی ها وقت کنیم و در حالی که نیم نگاهی به ساعت می اندازیم بگوییم…

نگاهی به سرعت و دور تند و ساعت هایی که چه در مچ دست و‌چه روی صفحه گوشی ها، احاطه مان کرده اند می اندازم و فکر میکنم پس چرا با وجود همه ی این زمانبندی ها و خط کشی ها، ردپای سبز برکت، کمرنگ شده …و زمان حتی به اندازه ی بزرگ کردن یکی دو بچه، جوابگو نیست!!!

در حالیکه آنها حتی با دور آرام و‌بدون بدو بدو و داشتن لیست طویل برنامه های شتابزده ، هفت، هشت تا بچه بزرگ میکردند و برکت در وقت را نه با واژه ها بلکه با عمل، معنی می کردند…

راستی راز و رمز آن خانه های بهشتی که سینی برنج در آن، برای تبدیل به پلو شدن، شتاب نداشت، چه بود ؟!

پی نوشت:

«خاطره ها را زنده کنیم.» نه به معنی نوستالوژی آن! بلکه بگردیم و از لابه لای آن خاطرات، راز و رمزهای برکت، آرامش، دوری از استرس، موثربودن، همدلی، یکی بودن حرف و عمل، خانواده ی گرم، ایجاد حس و‌حال باصفا و… را بیابیم و آن را با زندگی های امروزی خود عجین کنیم و ترکیب زیبایی بسازیم از آن…



#دین_آرامشبخش_ما
#به_قلم_شیدا_صدیق
#تلنگر

1561513526k_pic_0394ed95-87c5-46ae-a7b0-c1b019395d15.jpg

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 4 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت

نظر از:  
  • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
  • تازه های کوثر
5 stars

سلام دوست عزیز
تصمیم داریم دراین وبلاگ کارگاه آموزشی پایان نامه نویسی(مساله شناسی) برگزار کنیم .
کارگاه از تاریخ 98/1/1 هفته به طور منظم برگزار می شود.خوشحال می شویم با ماهمراه باشید.
شرکت شما در این جلسه منوط به انجام و ارسال تکالیف داده شده از طریق نظرات است.
https://kosar-esfahan.kowsarblog.ir/

1398/04/24 @ 11:31
نظر از: عابدی [عضو] 
  • زینبیه ایوان
5 stars

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور

و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم . . .

1398/04/15 @ 09:10
نظر از: آرش [عضو] 
  • جوانمرد قصاب

قطعا دغدغه‌های الان با زمونای قدیم، خیلی فرق کرده. اگر کسی بخواد با همون دل‌مشغولی‌ها زندگی کنه، قطعا از بقیه عقب میمونه

1398/04/05 @ 17:18
پاسخ از: شیدا صدیق «دین آرامشبخش» [عضو] 
  • دین آرامش بخش ما

ممنون بله همونطور که در پی نوشت شدم خوبی ها رو از دل اونا در بیاریم و با زندگی امروز ترکیبش کنیم…‌که هم سنت های قشنگ حفظ شه هم مدرن بودن…

1398/04/21 @ 00:42


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دین آرامش بخش ما

خودت را تصور کن در یک محیط آرامش بخش، نشسته ای و به دور از قیل و قال های عالم، می خواهی جرعه، جرعه نور بنوشی از فنجان عشق. نگاهی به نوشته های زیر بینداز...شاید پیام انرژی مثبتی که قرار است به تو برسد، لای همین واژه ها بیابی... به قلم خودم نوشته ام و با دلگرمی به سوگند زیبای خداوند به قلم «ن والقلم و ما یسطرون» عاشقانه های معنوی ام را قلم زدم. تمام سعیم این بوده که پیامی از حضرت دوست باشد و لاغیر. زیرا این جمله قدیمی اول قصه ها، واقعا حقیقت دارد که: «غیر» از خدا! هیچکس نبود... سعدی چه زیبا می گوید: «هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم»**************** (کپی بدون ذکر منبع، جایز نیست)

آخرین مطالب

  • به آغوش گرمت نیاز دارم...
  • کنار چای تلخت دو حبه قند بگذار
  • شارژ روحی از جنس دریاچه
  • جذاب و دوست داشتنی شبیه «بیب بیب»
  • کاش نمی فهمیدم...
  • هیچکس دلش برایت تنگ نمی شود
  • لطفا به عطر من دست نزن!
  • قشنگ شدن جسمی و روحی
  • اصلا خوب نیست
  • بلدی کاری کنی خوشمزه بگذره؟!
  • عالیجناب! حالا چون شمائید...
  • مواظب خرده شیشه ها باش!
  • چقدر ازش خوشم می آمد
  • فال قهوه تلخ
  • دختر کوچولویی با چشمان بارانی
  • چرا به من کمک کردی؟!
  • مرگ یک بار! شیون یک بار!
  • ترسیم مثلث عشقی
  • شاید یک روز بفهمم...
  • حافظ! لطفا غزلت را عوض کن!!!
  • روانشناسی رنگها (چه رنگی را دوست داری)؟
  • عکسهای لایک خور اینستا
  • نذر عجیبی که به شدت جواب میدهد
  • انرژی مثبت
  • بلد نیستیم!
  • من هم کم مقصر نبودم!
  • راز خوشبختی واقعی!
  • "حلالم کن" کافی نیست!
  • تکنیک های جذاب همسرداری!
  • ببخشید! منظوری نداشتم!
  • "سنگ رو یخ شدن" هم حدی دارد!
  • میخواهم این راز درگوشی را فاش کنم!
  • تو یک نفر!
  • جمع کن با این دختر تربیت کردنت!
  • مهم های نا مهم! نا مهم های مهم!
  • پنج دقیقه زیاد است؟!
  • خودت شعرت را بساز!
  • انگشتر سحرآمیز را دستت کن!
  • آیا هنوز چشمان الناز، غمگین است؟!
  • منعطف و سازگار مثل پتیر پیتزای کش دار
  • این دیگر اصلا منصفانه نیست!
  • خوش طعم ترین چاشنی دنیا
  • همین دلخوشی های کوچولو را هم از آدم می گیرند!
  • سیاست زنانه داشتن!
  • من زن پر توقعی نیستم!
  • یعنی این لیلی مهره مار داره؟!
  • گوشواره فیروزه ای هدیه یک عاشق خجالتی!
  • حقیقت آرام سازی ذهن و مراقبه
  • داستانی عجیب برای شروع تحول مثبت
  • شد، شد! نشد، نشد!!!

جستجو

آرشیوها

  • خرداد 1399 (19)
  • اردیبهشت 1399 (35)
  • فروردین 1399 (15)
  • اسفند 1398 (19)
  • دی 1398 (5)
  • آذر 1398 (5)
  • آبان 1398 (5)
  • مهر 1398 (9)
  • شهریور 1398 (7)
  • مرداد 1398 (23)
  • تیر 1398 (24)
  • خرداد 1398 (32)
  • بیشتر...
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس